CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
پرستو
گزيده اي از : پرستو
مطالب ارسال شده در : پرستو
کسی صدایم را نمی شنود | عمومي

چه غریبانه به اطراف مینگرد
گویی گم شده است و یا گمشده ای دارد
گاه گاه میدود میچرخد فریاد میزند
از ته دل اهی میکشد و در گوشه ای ارام میگیرد و دوباره ادامه میدهد

چشم هایش به من میگوید که غم بزرگی در دل دارد
و دلش از دردها سخن میگوید
از امیدی که ندارد
از اتشی که روشن نشده خاموش شد
از زمستان عمرش
و از بار سنگین تنهایی بر دوشش

زیر لب با خود میگوید
زندگی ادامه دارد و زمین باز هم میچرخد

او نیز میداند
که زندگی با روح معنا میگیرد و روح با عشق
و زندگی بدون عشق یعنی هیچ

و من از تنهایی سخن می گویم
هنگامی که در میان انبوه انسان ها
کسی دست یاری به سویم بلند نکرد
کوله بار تنهاییم را ندید
و نا جوانمردانه بر غم ها افزود

با که سخن بگویم
کسی صدایم را نمی شنود
فریاد تنهایی ام گوششان را کر کرده
با که سخن بگویم

فریاد میزنم
ولی باز هم انها نمی فهمند انسان بودن را
فراموش کردند برای چه به دنیا امده ایم

غرق شدند در منجلاب دنیا
در فریاد شهوت
در خواهش جسم
و در گودال ثروت

ومن چه بگویم به این انسان نماها

غم تنهایی قلبم را میفشرد
شانه هایم را میلرزاند
و توان رفتن را از من میگیرد

ولی باز هم میروم
به امید افتاب سوزناک
به دور از لحظه ای تاریکی
ان گاه تنها نخواهم بود



برچسبها : کسی - صدایم - نمی - شنود
نوشته شده توسط در سه شنبه 25 اسفند 1388 ساعت 17:09
ليست برچسبهاي وبلاگ